|
[ وضعیت پست مدرن، نام کتاب ژان فرانسوا ليوتار است و هیچ ارتباطی به این بلاگ ندارد ]
|

***
هوس کردم با اسمت برای خودم کامنت بگذارم
تو را خیال کنم که تایپ می کنی
تو را خیال کنم که عاشقی ...
***
روی دیوار نوشته بود :
خدا خوب است
خدا خوب است
من خدای خوب را دوست دارم
***
بر دامنه ی کوهی عظیم
با سنگ های خورد
نوشته اند :
الله اکبر
( گرگی در کمین / عباس کیارستمی )
***
زلف بر باد مده
تا ندهی بر بادم
...
ناز بنیاد مکن
تا نکنی بنیادم
...
تا نخورم خون جگر
...
تا نکشد سر به فلک فریادم
...
تا ننهم سر در کوه
...
تا نکنی فرهادم
...
رحم کن بر من مسکینو ...
تا به خاک در آسف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا بگرداند روی
من از آن روز که در بند توام آزادم
...
تره را تاب مده تا ...
رخ بر افروز که فارغ کنی ام از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
...
ور نه بسوزی ما را
...
یاد هر قوم نکن تا نروی از یادم
...
( محسن نامجو گوش می کنم)
***
پ.ن : غلط املایی را لطفا تذکر دهید
***