تبليغاتX
|وَ|ضـ|ـعـ|ـیَتِ| پُـ|ـسـ|ـت |مُدِ|ر|ن |
[ وضعیت پست مدرن، نام کتاب ژان فرانسوا ليوتار است و هیچ ارتباطی به این بلاگ ندارد ]

این بلاگ دیگر به روز نخواهد شد.



+


حال همه ی ما خوب است
پله های ترقی را یکی یکی
بدون هیچ مشکلی طی می کنیم
استعدداهایمان کشف شده است
سیگار نمی کشیم
همسرانمان زیبا و خردمند هستند
هر روز صبح با امید از خانه بیرون می آییم
و میدانیم تلاشهایمان حتما به سر انجام خواهد رسید
هوا پاکیزه است
دیشب باران آمد
سنگ فرش خیابان تمیز است و
این درختان پاییزی عظمت خداوند را به ما یاد آوری می کنند
حال همه ی ما خوب است
حقوق اجتماعیمان
همیشه رعایت می شود
آخر اینجا همگی به حقوق بشر ایمان دارند
کشور من در جنگ بی طرف است
نه از مهاجمان حمایت می کند
و نه از تروریست ها
و این من را خوشحال می کند
و آنچه بیش از هر چیز دیگری
باعث خرسندی من می شود
این است که
افقی روشن در برابر دارم.

حال همه ی ما خوب است.
+

... سینمای رسمی و رایج تنها امر قابل تصور را بازنمایی می کند، چیزی که معنای هویت ما را به چالش نمی کشد، هویتی که، چنانکه سینما هر چند به نحو پنهانی، اما مدام، به ما می گوید، در نهایت از طریق جنسیت ما، و به نحوی فراگیر تر از طریق دگر جنس خواهی مسلم انگاشته شده ی ما تعین میابد - نه از طریق طبقه یا نژاد ما. ...

[ مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی | سوزان هیوارد / فتاح محمدی | نشر هزاره ی سوم | چاپ دوم : زمستان 1386 | ص202 ]

+

پدر بزرگم  دیشب  مُرد  ،
کسی نیست بیامورزدش


پ.ن: لطفا درباره ی این پست در پست های بعدی کامنت نگذارید.

+


وقتی باد نمیاد، دود سیگار هر طرف دلش میخاد میره.

یا

دود سیگار هر طرف دلش میخاد میره، وقتی باد نمیاد.


+


سوزان هیوارد | فتاح محمدی | نشر هزاره ی سوم | 584 صفحه | نوبت چاپ : دوم، زمستان 1386 | بها : 6800 تومان


- یکی از بهترین و مفید ترین کتاب هایی که تا کنون در زمینه ی مطالعات سینمایی منتشر شده اند ... دیدگاه هیوارد به نحو شگفت آوری تفکر بر انگیز و آموزنده است.

نشریه ی Film Waves

- هیوارد در این کتاب، که محل ملاقات و برخورد سویه های گوناگونِ اندیشه های فلسفی، زیبایی شناختی، روان کاوانه، زبان شناختی و نگره های سینمایی است، مهم ترین مفاهیم، موضوعات، نظریه ها و بنیان های فلسفی و نظری مرتبط با تصویر متحرک را در قالب یک فرهنگ توصیفی توضیح داده و تحلیل کرده است؛ از جمله: نگره ی مولف | سینمای هنری | روان کاوی | ملودرام | ایدئولوژی | موج نوی سینمای فرانسه | پست مدرنیزم | نئورئالیزم ایتالیا | نظریه ی فمینیستی فیلم | فیلم نوار.

نقل قول از این کتاب: + | +

+

از زندگی ... نترس !


[ حکم | مسعود کیمیایی ]

پ.ن: این « از زندگی » هیچ ربطی به از زندگی ندارد !

+

بارها
روی از پریشانی
به دیوار آورم

ور غم دل
با کسی گویم
به از دیوار نیست

[ سعدی از دست خویشتن فریاد | عباس کیارستمی | ص 94 ]
+

 -    امروز خداوند تو، در دستان من نعمتی بزرگ عطا خواهد کرد، من آنها را خُرد و از آن تو می کنم و لاشه ی این فلسطینی ها را تقدیم مرغان هوا و حیوانات وحشی زمین می کنم ... آمین
-    آمین ...
فلسطین چیه؟
-    یه شخص واقعا کثیف!

[ مرد مرده | جیم جارموش | 1995 ]

+


-       NO WAR

-        باشه

+

درود بر تو، احمدرضا احمدی



+

خدا



+

یک هفته ریشامو نزدم،      شدم بسیجی

یک سال موهامو نمی زنم، میشم هنرمند


+

هرگز نرسیدن، بهتر از دیر رسیدن است.



+

...
می گویم: یک آدمی هست که یک روز می خندد. می گویند:چرا می خندی؟ می گوید: چون امروز باید بخندم. یک روز گریه می کند. چرا گریه می کنی؟ چون امروز باید گریه کنم. یک روز حرف می زند. چرا حرف می زنی؟ چون امروز باید حرف بزنم. ساکت است. چرا ساکتی؟ چون که امروز باید ساکت باشم. یک روز هوا ابری است، می نشیند توی سایه. یک روز هوا صاف است می نشیند توی آفتاب. یک روز توی صف می ایستد، یک روز نمی رود توی صف بیاستد. یک روز کوپن بنزینش را می فروشد، یک روز کوپن بنزینش را نمی فروشد. یک روز با همه دوست است، یک روز با همه دشمن است. یک روز به سلامتی نمی میرد، یک روز به سلامتی می میرد.
...

گل آقا | سال اول، شماره بیستم، سه شنبه 3 دی 1387 | شماره آخر | ص 4 


+

من عشق سینما نیستم، من خودِ سینما م.



+

خستگی افسردگی مفرط .



+


اگر نمی خواهی بر تیره بختی من گواهی دهی

خواهش دارم رو به روی من نمان، عبور کن،

کوچه را طی کن و در انتهای کوچه محو شو،

همان گونه که انسان های خوشبخت محو می شوند.

من حتی ظرفی میوه نداشتم که به مهمان

تعارف کنم، آمد - نشست - جراحت

و زخم های مرا دید و رفت - در سکوت ما

دو سه شاخه ی شمعدانی گل دادند

دردهای من و مهمان به هم شباهت نداشت

وگرنه بیشتر نزد من می ماند.

مرا دیگران هم ترک کرده بودند، اما بعد از رفتن

مهمان از خانه آه کشیدم، آهی که می توانست

کبریت مرطوبی را روشن کند، شاخه و برگ های

گل های اطلسی و لادن

دروغین بودند اگر حقیقت داشتند

کنار آه من می شکفتند، مهمان هنگام

خداحافظی به من گفته بود: آینده ای در کار نیست

قلب با رقت و نا منظم می تپد، پس

فقط باید سکوت کرد و برگهای

درختان و پرندگان مرده را شمرد

پس من در غیبت مهمان درختان را

از فصل جدا کردم.


ساعت 10 صبح بود | احمدرضا احمدی | نشر چشمه | چاپ دوم : زمستان 1386، تهران | ص 174


+

خودکشی عمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیق تر*




*: ؟!
+

دیزنی لند ساخته شده تا این حقیقت که کشور "واقعی" و کلِ آمریکای "واقعی" خودش است را مستور سازد ... . دیزنی لند به وجهی خیالی بازنمایی شده تا به ما بقبولاند که سایر نقاط جز آن واقعی است، در حالی که به راستی همه ی لس آنجلس و آمریکای پیرامونِ آن دیگر واقعی نیستند، بلکه از نظمِ امر حاد واقعی و وانموده اند.

ژان بودریار | ریچارد جی. لین | مهرداد پارسا | نشر فرهنگ صبا | چاپ اول : 1387 تهران | ص 116

+

مردم / من را  به  خاک  می سپارند، من / مردم را به خاک می سپارم.



+

سلام جهان پستِ / من / برای تو آماده ام.



+

روزهای بدیست ، نازنین ...


پیوست: امید به آینده
!

+

پول نداری ، برگزار نکن.


+

امروزه برای "تایپ کردن" ** و حروف چینی از ماشین های پیچیده ی شماره گر ( کامپیوتر )استفاده میکنند. با این ماشین ها، که دارای حافظه هستند، می توان مطالب را با سرعت بسیار حروف چینی و غلط گیری کرد. این ماشین ها اخیرا در ایران هم رواج پیدا کرده است.

*: اگر همین چند کتابی که خودم در وقت آزاد می خوانم نبود ، مغزم کپک می زد درست مثل همین درسهایی که آنقدر قدیمی اند که بوی کپک می دهد!

**: تاکید از متن اصلی است.
+

دون کیشوت




+

آرزوها در باد گم می شوند*

من به دنبالشان می دوم

خسته می شوم

می ایستم

آرزوها در باد گم می شوند


*: دیدی چه ساده گم شدن آرزوهامون توی باد ... ( یغما گلرویی )


+


بوی
خون* از کوچه ها آید همی ...


*:امروز ، اول آذر است.
+

گریز     ی      نیست

جز                   گریز

از                     گریز




+


معلم :
یک جمله بساز که توش کلمات ساختمان ، در و ماشین باشه.

شاگرد :
یک جمله بساز که توش کلمات ساختمان ، در و ماشین باشه.

*: رجوع کنید به : خوداندیشی پسامدرن | هیلاری لاوسن | سینا رویایی | انتشارات مُروارید | چاپ اول : 1386
+

این تفاله ی افکارم را

این باور به بی باوری را

این بازی شلوِغ ، خسته کننده ی ، کثیف را



+

واقعیت اجتماعی راه حل های آسان در آستین ندارد ، زندگی بر خلاف آنچه روایت کلاسیک می خواهد به ما بباوراند ، " نظم / آشفتگی / نظم بازیافته " نیست.



| مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی | سوزان هیوارد / فتاح محمدی | نشر هزاره ی سوم | چاپ دوم : زمستان 1386 |
+


ملت دارن پیشرفت می کنن ، من دارم بلاگ می نویسم !
+

بیهودگی


زمان !


زمان !




+


- آری

این حقیقتی است :

کفشهای کهنه ات را به پا کن

پیراهن قدیمی ات را بپوش

بر حاشیه های سفید دفتر کهنه ات بنویس

کتابهای قدیمی ات را بخوان

عاشق همان شاعران سال گذشته باش

شعر هایشان را حفظ کن

دین قدیمی ات را بر تمامی مذاهب جهان ترجیح بده

زمان را به مانند دیروز سپری کن.


- آری

این حقیقتی است :

ما فقیر هستیم.


+


هورا گلشیفته !


+


عجب خوابی بود : خانه های بی سقف.


+


زندگی ، رنج بردن است.


+


آه ، خدای من ، چقدر انسان  آدم* !

*:تصحیح شد.

+


. . .

دیشب ما سه نفر می خواستیم

مرگ را میان خود تقسیم کنیم

چاقو نداشتیم

چاقوی ما کُند بود

مرگ هم عجله داشت

که از خانه ی ما برود

مهمان همسایه ی ما بود

. . .

| ساعت 10 صبح بود | احمد رضا احمدی | نشر چشمه | چاپ دوم : 1386 |

+


زندگی یه دومینوی بزرگه !

*

+


علمی - تخیلی - دینی



+


+

+


چه راه دشواری است


گذر از شب ، از روز


گذر از خیر ، از شر


از نیک و بد


گذر از سکوت


از هیاهو


از نفرت


از خشم


از عشق


از عشق



| گرگی در کمین | عباس کیارستمی | نشر سخن | 1384 |

 
+

 

تنها تغییر , غیر قابل تغییر است.

 

+


من بسیار گریسته ام

هنگامی که آسمان ابری است

مرا نیت آن است

که از خانه بدون چتر بیرون باشم.


| کتاب منتخبات | احمدرضا احمدی | نشر افکار | 1386 |

+


نه نقل قولی ، نه قطعه شعری ، نه حتی جمله ی کوتاهی : آپ دیت نمی شود لا مصّب!

 
+


غیبگویانی که با باران
از بام
به خانه ی ما آمدند
چهره ی ما را داشتند
فقط قد آنها از ما کمی بلندتر بود
و دهانشان بوی عسل می داد.

| قافیه در باد گم می شود | احمدرضا احمدی | نشر افکار | 1386 |

+


هنر عامه پسند ، هنری است واپسگرا.

|موج نو سینمای فرانسه | ژان لوک دوئن ، ترجمه : قاسم روبین | انتشارات نیلوفر | چاپ اول : پاییز 1382 | ص 61 |


 
+


تو کجا نالی
از این خار
که در پای من است؟

یا چه غم داری
از این درد
که بر جان تو نیست؟

| سعدی از دست خویشتن فریاد | عباس کیارستمی | ص 97 |
 
+